عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

303

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

شنا مىكند در ريگ فرو مىروند و شنا مىكنند . انگشتان و دست زنان را به آن مانند كنند . . . شحم الحزين . لقب عبد المسيح بن محمد بن المنصور - كعب البقر . شراد النّعام . رمندگى شتر مرغ . جاحظ گفته : از ويژگيهاى شگفت شتر مرغ آن كه او نه با پرندگان كه با وى مجانست دارند انس مىگيرد و نه با شتر كه به دو مانندگى دارد ، بلكه همواره از همه مىرمد و مىگريزد و از اين روى به رميدن و گريختن شتر مرغ مثل زنند . شاعر گويد : و هم تركوك أحير من حبارى * رأت صقرا و أشرد من نعام يعنى : مردمان تو را رها كردند رمنده‌تر و تنهاتر از شتر مرغ يا سرگشته‌تر از هوبره‌اى كه شاهين ديده باشد . شربة ابى الجهم . چيز نيكو و خوشمزه را كه سرانجام آن بد و زيان‌آور باشد به شربت ابو جهم مثل زنند . امّا ابو الجهم جاسوس ابو مسلم بود نزد منصور ، همواره او را زير نظر داشت و پيش او در مىآمد و دمهاى او را مىشمرد . منصور حضور او را سنگين مىيافت و دلخور بود ، و منتظر فرصتى بود كه بلائى به سر او بياورد . روزى ، ابو جهم پيش منصور ، تشنه شد و آب خواست . منصور به غلامش گفت شراب طبرزد و بادام بياور تا بنوشد . غلام پياله‌اى از آن شربت آورد - آميخته با زهر كشنده - ابو الجهم آشاميد و دمى نگذشت كه شراب شكمش را به تكان آورد ، ناچار از جاى برخاست . منصور پرسيد : كجا مىروى ؟ گفت آنجا كه تو مرا روانه كردى . چون به سراى خود رسيد ، آنچه در شكم داشت بيرون ريخت و در همان دم مرد در اين باره گفته‌اند : تجنّب سويق اللّوز لا تشربنّه * فشرب سويق اللّوز اردى أبا الجهم يعنى : هان مبادا كه شربت لوزينه بنوشى ، كه ابو جهم را شراب لوزينه بكشت . شره الأسد . عرب در امثال خود گويد : أشره من الأسد ، يعنى : آزمندتر از شير . و اين